ارسالکننده : محمد رضا آتشین صدف در : 93/10/20 10:22 عصر
دوستانی که ین سال ها با هم بوده ایم و نوشته های ناقابل بنده را با چشمان باقابل خود دیده و خوانده اند، می دانند که گه گاه از فروغ یاد کرده ام و گاهی نیز در وبلاگم از موسیقی و آهنگ گفته ام و در آن گذاشته ام. این کار از یک طرف باعث می شد بعضی تعجب کنند که چگونه است که یک روحانی آهنگ گوش می دهد و ا طرف دیگر دوستانی بر من خرده می گرفتند که در شأن تو نیست این کارها؛ تا چه رسد به بازگو کردن آن. بگذریم از واکنش من و پاسخ هایم.
اعتراف می کنم که با تمام اینها همیشه ته دلم کمی تردید بود نسبت به درستی این کار. شاید چون خودم را تنها می دیدم. البته دوستان طلبه و روحانی ای می شناختم که هم فروغ می خواندند و هم آهنگ گوش می کردند، اما فاش نمی گفتند.
حال کسی دیگری را پیدا کرده ام که از من سرتر است و مشهورتر که هم فروغ می خواند و هم کنسرت موسیقی گاهی می رود. حالا کمی دلم قرص تر شده است راستش. اینجا را ببین لطفا. برای آشنایی بیشتر با ایشان.
کلمات کلیدی :
طلبه،
روحانی،
آهنگ،
موسیقی،
فروغ،
کنسرت،
دکتر ژرفا
ارسالکننده : محمد رضا آتشین صدف در : 92/2/20 12:48 عصر
بعضی دوستان در ضمن بحث، اطلاعاتی دربارهی نظر اسلام در باب موسیقی خواستند. بدون منت عرض میکنم حدود 3 ساعت در اینترنت به روشهای گوناگون گشتهام تا سه تا لینک مفید و معتبر در این زمینه پیدا کردهام و در پایین آنها را میذارم. این کمترین کاری بود که میتوانستم برای شما خوانندگان گرامی وبلاگ ناقابلم انجام بدم. امیدوارم خوشتون بیاد.
بر اساس ترتیب زمانی

جایگاه موسیقی در اسلام (صوتی)
(15 دقیقه)

موسیقی و حامعهی اسلامی (متن)

موسیقی و عرفان (صوتی)
(27 دقیقه)
همین الان خیلی فکر کردم! به نظرم رسید برای تکمیل بحث دو لینک مفید و نسبتا جامع که نظر مراجع بزرگوار تقلید را درباره ی پرسش های مختلف در باب موسیقی دارد، معرفی کنم.
پرسمان دانشجو
اسلام کوئیست
کلمات کلیدی :
مقام معظم رهبری،
فقه،
اسلام،
موسیقی،
رحیم پور ازغدی،
شهید بهشتی،
عرفان
ارسالکننده : محمد رضا آتشین صدف در : 92/2/19 6:20 عصر
دوستم گفت: پس با این تفسیر حالا تو یه مورد واسم بگو که نگفتن یک حقیقت از گفتن آن بهتر باشه ببینم با این نظری که تو داری اصلا دیگه جایی واسه نگفتن میمونه.
گفتم: مثلا جایی که تقیه واجب باشه. توی زندگی اهل بیت (ع) داریم که مواردی یه شیعهای میاومد خدمت حضرت و مسئلهای میپرسید ولی امام (ع) چون میدانست الان تو جمع جاسوس هست و اگر نظر شیعه رو بگه میفهمن این شیعهاس و جونش به خظر میافته نظر رایج را میگفت. یا مثلا داستان ازدواج شاه با یک زن ایتالیایی غیرمسلمان و نظر آیت الله بروجردی رو که شنیدی.
- آره.
(دوستانی که داستان را نشنیدهاند اینجا از زبان آیت الله العظمی صافی گلپایگانی ببینند)
دوستم گفت: خب...
گفتم: البته شاید موارد دیگهای هم باشه که مصداق نگفتن بهتر از گفتن باشه ولی من ندونم.
دوستم گفت: حالا اینو ولش کن. یه چیز دیگه میخوام بگم.
- بگو.
- گیرم حرف تو درست. گوش دادن بعضی موسیقیها به شرطها و شروطها جایز. اما این معناش اینه که ما بیایم جوونهامون رو تشویق کنیم موسیقی گوش بدن؟
- من کی تشویق کردم؟
- وقتی تو فایل موسیقی میذاری تو وبلاگت این یعنی چی؟
- من میخوام بگم آقا این بیاشکاله. بذار یه مثال بزنم وقتی شهید مطهری کتاب مسئلهی حجاب رو مینویسه یکی از شاگرداش یه نقد تند روی اون مینویسه که خیلی خوندنیه. یه جایی طرف به شهید مطهری اشکال میگیره میگه فلان فصل کتابت تشویق زنها به ورود به اجتماع مرداس که این از نظر اسلام ممدوح نیست. شهید مطهری در جواب بهش میگه تشویق نیست بلکه گفتن اینه که منعی نداره.
- من هم خواستم بگم آقا طبق نظر مرجع تقلید من این جور موسیقی ها به تشخیص من منعی نداره همین و گرنه از من بپرسی من میگم اقا هر چقدر آدم موسیقی کمتر گوش بده بهتره. حضرت امام (ره) تو چهل حدیثشون میفرمایند: گوش کردن به موسیقی و آهنگ و به تعبیر خودشون تغنیات، اراده و عزم انسان برای خودسازی رو میگیره. ولی خود ایشون وقتی ازشون استفتا میشه موسیقی غیرمطرب رو حلال اعلم میکنن. یا مقام معظم رهبری میفرمایند: موسیقی یکی از راههای مبارزه با تهاجم فرهنگیه. (البته به شرطها و شروطها).
مشکل ما اینجاست که نمیتونیم مسائل رو از هم تفکیک کنیم. یعنی بین نگاه فردی و خرد به قضیه و نگاه اجتماعی و کلان فرق نمیذاریم. بین نگاه فقهی- قانونی و نگاه اخلاقی- عرفانی فرق نمیذاریم، نه با نگاه اخلاقی و عرفانی صرف، جامعه، مدیریت صحیح دینی میشه و نه با نگاه فقهی صرف، فرد به رشد معنوی مطلوب میرسه.
یه مثال از خودم بزنم. پسرم سوم راهنماییه. نمیذارم موسیقی گوش بده. رم موبایلش رو ازش گرفتم چون موسیقی گذاشته بود و هی گوش میکرد. میگه بابا از آهنگهایی که روی کامپیوترت داری برداشتم. بهش میگم نمیگم گوش دادن به اینها حرامه. حلاله ولی میگم تو سنی که تو هستی اینا هواییت میکنه ذهنت رو به چیزایی مشغول میکنه تو الان باید فکرت فقط روی درس و عبادت و ورزش باشه. (البته پدرسوخته یواشکی گوش میده و خیال میکنه، نمیفهمم)
(وای پدرم در اومد یه مقاله مینوشتم کمتر وقتمو میگرفت، تازه پولشم میگرفتم)
کلمات کلیدی :
مقام معظم رهبری،
موسیقی،
آیت الله بروجردی (ره)،
امام خمینی (ره)
ارسالکننده : محمد رضا آتشین صدف در : 92/2/19 12:23 عصر
دوستم گفت: حضرت علی (ع) در نامهاش امام حسن (ع) میفرماید: بل لا تقل کل ما یعلم: هر چیزی را میدانی نگو. به قول معروف دروغ گفتن حرام است ولی راست گفتن واجب نیست. یه وقتایی مصلحت نیست بعضی چیزهای درست را هم آدم بگوید.
گفتم: من هم قبول دارم که بله گاهی لازم است آدم یک حرف درست را نگوید چون مفسده دارد ولی آیا این بحث مصداق چنین مواردی است؟ آیا واقعاً این طوری است که بعضی بچه مسلمونا اصلا موسیقی گوش نمیدن حالا با گفتن اینکه طبق نظر بعضی مراجع بعضی موسیقیها حلاله، دیگه میرن هر نوع موسیقی آشغالی رو گوش میدن؟ یا جریان برعکسه؛ یعنى خیلیها خیال مى کنند که از نظر مذهبی موسیقی کلا حرامه و وقتى دیگه یه موسیقی گوش کردی دیگه کار گذشته است و از طرف دیگره چون نمیتونن جلوی خودشون رو بگیرن که موسیقی گوش ندن دیگه سوا نمیکنند میرن و درهم هر چی دستشون رسید گوش میدن؟
الان یاد یه چیزی افتادم. شهید مطهری (ره) تو کتاب مسئلهی حجاب به چنین طرز تفکری رو دربارهی گفتن یا نگفتن این حکم شرعی رو که پوشاندن وجه و کفین طبق نظر بعضی مراجع تقلید بر زن واجب نیست، نقل میکنه... (بعد من خلاصهی قضیه رو گفتم که البته اینجا عین عبارت شهید مطهری رو اوردم یک نکته: البته به لحاظ منطقی کسی میتونه به من اشکال کنه که از کجا معلوم که وضعیت مسئلهی موسیقی هم مثل مسئلهی شهید مطهری باشه که بعد تو بخوای از کار اون برای توجیه کار خودت استفاده کنی؟)
کتمان یا اظهار؟
(عنوان از خود شهید مطهری)
کلمات کلیدی :
حجاب،
کتمان،
موسیقی،
حک شرعی،
مصلحت
ارسالکننده : محمد رضا آتشین صدف در : 92/2/18 7:16 عصر
دوستم گفت: من نمیگم خلاف شرع گفتی؟ ولی مگه هر چیز درستی رو آدم باید بگه. حالا ملت منتظر موندن که جنابعالی تو وبلاگت بنویسی ایها الناس بعضی موسیقیها از نظر بعضی مراجع حلال است لطفا بفرمایید گوش کنید. اونی که اهلشه گوش میده کاریم نداره که حلاله، حرومه. کسیام که اهلش نیست باز گوشش به حرفای تو بدهکار نیست. بدتر اینکه ممکنه کسی از این خوانندههای وبلاگت اهل موسیقی نباشه ولی همین که تو بگی، بره طرفش که این واسه رشد معنویش ضرر داره و تو خواسته یا ناخواسته باعث و بانیش شدی.
تازه ما الان خودمون به اندازهی کافی تو موسیقی مشکل داریم دیگه اگه ما خودمون هم بیاییم لی لی به لالای این مردم بذاریم دیگه هیچی. به قول تو الان خیلیا معتقدن که موسیقی از نظر اسلام کلا حرامه که وضع این جوری شده حالا اگر همینها بفهمن که نه همهاش حرام نیست دیگه ببین چی میشه.
گفتم: ببین من درست فهمیدم؟ میخوای بگی اصلا طرح این بحث چه فایدهای داره؟ به بهتر بگم می خوای بگی فایدهای که نداره هیچ، ضرر هم داره درسته؟
- قربون آدم چیزفهم.
- خیلی حال میکنی یه دوست منطقی لارج مثل من داری نه؟ میدونم اصلا از عمرت نیست!
- آره اروا عمهات.
- خب ببین عزیز دل برادر حرف من اینه. من میگم اولا خود این که نظر اسلام قشنگ گفته بشه خودش یه چیز با ارزش و ضروریه. حالا کار نداریم از اون سوء استفاده بشه یا نشه. هر قانون خوبی میتونه ازش سوء استفاده بشه. شعار خوارج که رو در روی حضرت علی (ع) ایستادند یه آیهی قرآن بود. از طرف دیگه به نظر من ما نباید اسلام رو جوری معرفی کنیم که 50 سال دیگه نسلهای بعدی بگن شما اسلام رو اونجوری که دلتون خواست به ما معرفی کردین نه اونجوری که بود. حالا شما فرض کن من خودم مقلد مرجعی باشم که میگه بعضی موسیقیها حلاله ولی طوری مستقیم یا غیرمستقیم حرف بزنم و رفتار کنم که برداشت بشه نه کلا حرامه. حالا پسرم، خانوادهام، اطرافیانم، خوانندههام اگه در آینده حقیقت رو فهمیدن دربارهی من چه فکری میکنن؟ آیا از اون به بعد باز تو موارد دیگه حرفام همون اعتبار سابق رو داره؟
نکتهی بعدی اینکه من میگم آدمایی داریم که مذهبیاند، حلال و حروم سرشون میشه ولی از موسیقی هم خوششون میاد خب. اینا اگه فکر کنن که از نظر اسلام موسیقی کلا حرامه. هر وقت یه آهنگی (چه واقعا حلال باشه و چه حرام) گوش میدن همون موقع یا بالاخره بعدش یه عذاب وجدان دارن یه احساس گناه که من دارم الان لذت میبرم ولی دارم یه کار حروم انجام میدم.
تو میدونی این احساس گناه با آدم چی کار میکنه؟ آدمو داغون میکنه. ضررهای دیگهای هم داره اولا بعضیها کم کم به این اعتقاد میرسن که اسلام دین سختگیریه و ازش یه خرده دلخور میشن و همین ارتباطشون رو با اون کمتر میکنه. یه روز یکی از فامیلام تو یه شب سرد زمستونی برام اس مس فرستاد که: الان یه چایی داغ میچسبه. من موندم چطور اسلام اینو حرام نکرده!
گرفتی چی شد؟ ضرر دومش اینه که این احساس گناه باعث میشه بعضیا بگن خب ما که این گناه رو داریم انجام میدیم از چشم خدا که افتادیم و جهنمی شدیم پس دیگه چه فرقی داره و همین باعث میشه مقاومتش در مقابل گناهان دیگه کمتر بشه. ببین اینا رو که دارم میگم تخیلات من نیست اینا رو دیدم که میگم. البته قبول دارم از نظر اخلاقی اساتید اخلاق میگن هر چه کمتر موسیقی گوش بدین بهتره ولی خب بحث ما بحث فقهیه، بحث اخلاق و عرفانی هم درست و محترم سر جاش.
حالا اگه احساس گناه و عذاب وجدان از یه آهنگی باشه که واقعا گناه باشه حرفی نیست اشکالی هم که نداره خیلی هم خوبه. بعدشم طرف به هر نتیجه ی غلطی که برسه یا هر غلطی که بکنه بکنه دودش تو چشم خودش میره. من میگم چرا ما باید طوری رفتار کنیم که جوون مذهبی ما نسبت به موردی هم که حلاله احساس گناه بکنه.
بذار یه خاطره بگم. یه زمانی هر روز برای نماز جماعت و تبلیغ میرفتم پایگاه چهارم شکاری. یک شب مراسم جشنی بود، میلاد یکی از ائمه (ع) تو نمازخانهی خوابگاه پرسنل. مسئول عقیدتی- سیاسی کل پایگاه هم اونجا بود یه آدم با تجربهی باسواد. بعد از نماز، مداح رفت پشت تریبون و کمی خوند و رسید به جایی که میخواست شور بده. حالا من و مسئول عقیدتی- سیاسی تکیه به دیوار و تقریبا پشت سر مداح بودیم و رو به جمعیت. مداحه گفت: هر چند از نظر شرعی دست زدن اینجا اشکال داره ولی یه امشب خدایا خودت ببخشمون. اینو که گفت: حاج آقا با لبخند و با دو دستش هی به جمعیت اشاره میداد که نه. اشکالی نداره بزنین.
خب حالا شما حساب کن. اگه حاج آقا اینو نمیگفت. اینا که دست میزدند ولی برای همیشه این حس گناه اونا رو از دورن میخورد که ما معصیت کردیم در حالی که نکرده بودن.
این گفتگو ادامه داره ولی واسه اینکه خسته نشی اجازه بده بعدا بنویسم.
بخش اول این گفتگو
کلمات کلیدی :
موسیقی،
حلال،
حرام،
حکم شرعی،
حس گناه،
عذاب وجدان
ارسالکننده : محمد رضا آتشین صدف در : 92/2/17 5:39 عصر
دوستانم اخلاقم را میدانند و آن اینکه دربارهی چیزهایی که در وبلاگ می نویسم دوست ندارم بیرون از وبلاگ صحبت کنم یا کسی با من صحبت کند. و اگر هم گاهی کسی میخواهد در این باره سر صحبت را باز کند ازش خواهش میکنم که در وبلاگم یا وبلاگش (اگر دارد) نظرش را بنویسد، میخوانم و جواب میدم. گاهی هم به شوخی این جمله را که یادگار مرحوم پدرم هست میگویم که جنگ را باید در جنگل بکنی. اما خب گاهی دیگر چارهای نیست و آدم به قول معروف به چالش کشیده میشود و چارهای ندارد که همان جا را بکند جنگل!
تو مرکز بودم که دوستی از راه رسید. سلام کرده و نکرده گفت: این چرت و پرتا چیه تو وبلاگت نوشتی؟ خندیدم و گفتم. چرت و پرت که زیاد مینویسم کدومشون رو میگی؟
گفت: آخه توی آخوند لینک موسیقی اونم پاپ میذاری تو وبلاگت و غیرمستقیم ملت رو دعوت میکنی که اون رو گوش بدن که چی؟ به جای این که چهار تا آیهی قرآن و روایت اهل بیت (ع) بذاری مردم رو هدایت کنی. بعد از این همه درس خواندن رسیدی به اینجا که مردم بیایید دی دین دی دین گوش بدین؟!
- مگه من خلاف شرع گفتم؟ من گفتم طبق نظر بعضی از مراجع تقلید بعضی آهنگها حلال است. تشخیص هم که به عهدهی مکلف است. (البته اینکه تکلیف به عهدهی ملکف است معنایش این است که تشخیص نظر عرف درباره ی آن آهنگ با مکلف است نه اینکه مثلا بگویی به نظر شخص من به تنهایی این آهنگ اِلِه است بِلِه است.)
- گیرم که حرف تو درست باشد. این کارا واسه تو نیست. حالا یه بچه مذهبی بلند شه این حرف رو بزنه یه چیزی ولی حالا چه لزومی داره توی آخوند بلند شی واسه مازیار فلاحی و مرتضی پاشایی تبلیغ کنی؟
- اولا که من نخواستم واسه کسی تبلیغ کنم ولی خب وقتی بخوام نمونه بیارم اسمشون هم مطرح میشه. هر چند اینها اون قدر الان معروف هستن که نیازی به تبلیغ من نداشته باشن. بعدشم حکم شرعی رو کی باید بگه؟ یعنی کی اولیتره که بگه من آخوند دیگه نه؟ الان بعضی از ما داریم طوری رفتار میکنیم که خیلی از بچه مسلمونا تو ذهنشون اینه که موسیقی کلا از نظر اسلام حرامه؟ واقعا این طوریه؟ این ذهنیت و تصویر از اسلام درسته؟ اگه من بیام برای درست کردن این ذهنیت حکم شرعی رو بگم خلاف کردم؟
...
بحث ما ادامه داشت ولی فعلا بیش از این حوصله ندارم بنویسم شاید بعدا.
کلمات کلیدی :
اسلام،
جنگل،
مازیار فلاحی،
مرتضی پاشایی،
موسیقی،
جنگ