طراحی وب سایت ازدواج موقت - کوهپایه
دانش فقط سه گونه است : آیه ای استوار یا قانونی عادلانه و یا سنّتی پایدار و جز آن تنها فضیلت است . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]

تکلیف عشق مدام در ازدواج موقت!

ارسال‌کننده : محمد رضا آتشین صدف در : 90/12/6 9:36 عصر


 

شهید مطهری (ره): از معایب و مفاسدی که برای نکاح منقطع ذکر شده این است که پایه ازدواج باید بر دوام باشد، و زوجین از اول که پیمان زناشوئی‏ می‏بندند باید خود را برای همیشه متعلق به یکدیگر بدانند و تصور جدایی در مخیله آنها خطور نکند، علی هذا ازدواج موقت نمی‏تواند پیمان استواری میان‏ زوجین باشد.

 

این که پایه ازدواج باید بر دوام باشد بسیار مطلب درستی است، ولی این‏ ایراد وقتی وارد است که بخواهیم ازدواج موقت را جانشین ازدواج دائم‏ کنیم و ازدواج دائم را منسوخ نمائیم. بدون شک هنگامی که طرفین قادر به ازدواج دائم هستند و اطمینان کامل‏ نسبت به یکدیگر پیدا کرده‏اند و تصمیم دارند برای همیشه متعلق به یکدیگر باشند پیمان ازدواج دائم می‏بندند.

ازدواج موقت از آن جهت تشریع شده است که ازدواج دائم به تنهایی قادر نبوده است که در همه شرایط و احوال رفع احتیاجات بشر را بکند و انحصار به ازدواج دائم مستلزم این بوده است که افراد یا به رهبانیت موقت‏ مکلف گردند و یا در ورطه کمونیسم جنسی غرق شوند. بدیهی است که هیچ پسر یا دختری آنجا که برایش زمینه یک زناشوئی دائم و همیشگی فراهم است خود را با یک امر موقتی سرگرم نمی‌کند.[1]


[1] . نظام حقوق زن در اسلام، ص 64-65. (با اندکی تلخیص)

 

 




کلمات کلیدی : نظام حقوق زن در اسلام، ازدواج موقت، شهید مطهری (ره)، عشق

ازدواج موقت برای تأمین هوسرانی است؟

ارسال‌کننده : محمد رضا آتشین صدف در : 90/12/5 2:26 عصر

 

استاد شهید مطهری (ره): در هر چیزی اگر بشود تردید کرد در این جهت نمی‌توان‏ تردید کرد که ادیان آسمانی عموما بر ضد هوسرانی و هواپرستی قیام کرده‏اند، تا آن جا که در میان پیروان غالب ادیان ترک هوس‌رانی و هواپرستی‏ بصورت تحمل ریاضتهای شاقه درآمده است.

یکی از اصول واضح و مسلّم اسلام مبارزه با هواپرستی است. قرآن کریم‏ هواپرستی را در ردیف بت‌پرستی قرار داده است. در اسلام آدم " ذوّاق " یعنی کسی که هدفش این است که زنان گوناگون را مورد کامجویی و " چشش " قرار دهد، ملعون و مبغوض خداوند معرفی شده است. ما آنجا که راجع به طلاق‏ بحث می‌کنیم مدارک اسلامی این مطلب را نقل خواهیم کرد.

امتیاز اسلام از برخی شرایع دیگر به این است که ریاضت و رهبانیت را مردود می‌شمارد، نه این که هواپرستی را جایز و مباح می‌داند. از نظر اسلام‏ تمام غرایز اعم از جنسی و غیره باید در حدود اقتضا و احتیاج طبیعت‏ اشباع و ارضاء گردد. اما اسلام اجازه نمی‌دهد که انسان آتش غرایز را دامن‏ بزند و آنها را به شکل یک عطش پایان ناپذیر روحی درآورد. از این رو اگر چیزی رنگ هواپرستی یا ظلم و بی‌عدالتی به خود بگیرد کافی است که بدانیم مطابق منظور اسلام نیست.

جای تردید نیست که هدف مقنّن [قانون‌گذار] قانون ازدواج موقت این نبوده است که‏ وسیله عیاشی و حرمسرا سازی برای مردم هواپرست و وسیله بدبختی و دربدری‏ برای یک زن و یک عده کودک فراهم سازد. تشویق و ترغیب فراوانی که از طرف ائمه دین به امر ازدواج موقت شده‏ است، فلسفه خاصی دارد که عن قریب توضیح خواهم داد...[1]

[1] . نظام حقوق زن در اسلام، ص77-78.






کلمات کلیدی : استاد شهید مطهری (ره)، نظام حقوق زن در اسلام، ازدواج موقت، ازدواج دائم، هوسرانی

همین جوری بله، صیغه نخیر!

ارسال‌کننده : محمد رضا آتشین صدف در : 90/12/2 11:32 عصر


در این یادداشت‌ها گذشته از فحش‌هایی که شنیده‌ام و معمولا حذفشان کرده‌ام، سوالی را غالبا از من می‌پرسند این است: شما که برای حل بحران جنسی جامعه‌ی ما نسخه‌ی ازدواج موقت می‌پیچی؟ آیا خودت حاضر بودی با دختری که قبلا به قول یکی از بازدید‌کننده‌ها "حیاشو پیش دیگری از بین برده" ازدواج کنی؟...

نمی‌دانم می‌دانید یا نه که بنده از درس‌هایی که می‌دهم مغالطات است. یکی از مغالطات پر کاربرد که در هر ترم باید درباره‌اش حرف بزنم، مغالطه‌ای است به نام "خودت هم". در این مغالطه به جای توجه به خود سخن و دلایل موافق و مخالف آن، به گوینده‌ی سخن توجه می‌شود و سعی می‌شود مورد نقضی برای آن سخن در رفتار او یافت شود تا از این راه هم خود گوینده کارش ساخته شود و هم گفتارش.

فرض کنیدفرزند کسی نماز نمی‌خواند. پدرش در نقد او دلایل درستی نماز خواندن را می‌گوید. حال اگر پسر بگوید پس چرا خودت نمی‌خوانی؟ یعنی از نماز نخواندن خود پدر، بخواهد نتیجه بگیرد که حرف‌های او نادرست است دچار این مغالطه شده است.

آقا فرض کنیم این طوری باشد یعنی (بلانسبت شما) منِ الاغ، خوبه؟ به هیچ قیمتی حاضر نمی‌شوم با دختری که قبلا ازدواج کرده (موقتی یا دائمی) ازدواج کنم آیا این دلیل بر این است که در دین چنین چیزی نیست؟ دلیل بر این است که این حرف‌ها غلط است و باید رها شود؟

تو رو به خدا کمی منطقی فکر کنید. بله حداکثر می‌توان گفت که در وضعیت فعلی جامعه‌ی ما انجام چنین کاری سخت است و عرف نمی‌پذیرد. برادر من خواهر من! حرف من هم همین است؛ چرا ما بعد از بعد از این همه سال مسلمانی و شیعه‌گری، زیر بار نمی‌رویم. آقا اصلا عمل را رها کن لااقل به لحاظ نظری و اعتقادی، درستی و قابل اجرا بودن این حکم الهی را بپذیریم.

بگردید در دین ببینید واقعا در دین ما بکارت چقدر ارزش دارد؟ (داستان گوجه‌های ارمنی را که تعریف کردم).[1] بله اگر کسی از راه نامشروع این اتفاق برایش بیفتد باید شرمنده باشد و از ازدواج با او هم شرمنده بود ولی اگر کسی به حکم خدا و رسول خدا (ص) و برای حفظ ایمان خودش و نیفتادن خودش و دیگری در ورطه‌ی گناهان متعددی که من الان نمی‌خواهم اسمشان را بیاورم، این کار را بکند، آیا باید شرمنده باشد و باید از ازدواج با او شرمنده باشیم؟! تازه مگر هر ازدواج موقتی به از بین رفتن بکارت ختم می‌شود؟ رها کنید تو رو به خدا این افکار جاهلی دوره‌ی سوسمار خواری دیگران را.

بله. قبول دارم الان عمل کردن به این دستور با عرف جاهلی ما سازگار نیست. ولی از خودمان پرسیده‌ایم تا کی؟ تا کی بخشی از گناه هزاران معصیت جنسی جامعه‌ی فعلی ما باید بر دوش من و تویی که خود را شیعه می‌دانیم و با افکار محدود و بسته‌ی خود مانع عملی‌شدن نسخه‌های الهی می‌شویم، سنگینی کند تا کی؟ تا (دور از جان شما) بمیریم؟ 

  


[1] . در جمعی مطرح شد که الان در جامعه‌ی ما، صیغه تبدیل به یک فحش شده. یکی از دوستان گفت: یه زن جوونی تو کوچه‌ی ما هست که همین جوری اهلشه ولی  صیغه رو نه!

 




کلمات کلیدی : ازدواج موقت، مغالطه، خودت هم

سرگذشت هایی از ایران 2040 (شماره 3)

ارسال‌کننده : محمد رضا آتشین صدف در : 90/11/28 11:54 عصر

 

لادن خانم 42 سال دارد و نسرین خانم هم همین در حدودها. هر چند اگر کسی از خودشان بپرسد، می‌گویند که یک بیست و چند سالی می‌شود که 18 سالشان است. نسرین خانم تا همین شش ماه پیش، همسایه‌ی دیوار به دیوار لادن خانم بود ولی الان دو کوچه آن طرف‌تر رفته‌اند یعنی خانه‌ی بزرگتری خریده‌اند. همین چند روز پیش لادن خانم سر صندلی ایستگاه اتوبوس (شاید هم تا آن موقع، مونوریل!) نشسته و منتظر بود که نسرین خانم هم رسید. بعد از سلام و احوال‌پرسی. نسرین خانم گفت: می‌گم دو سه روز پیش از تو کوچه رد می‌شدم سمیرا دخترت رو دیدم که دستش تو دست یه پسری، اومدن خونه‌. به سلامتی شوهرش دادی؟

- راستش...

نسرین خانم نگذاشت حرفش را تمام بکند. گفت:

- به همین زودی فراموشت شدیم. خوش انصاف بعد از این همه سال همسایگی ما رو واسه عروسی دخترت دعوت نکردی؟ سمیرا مثل دختر خودمه. دوست داشتم تو لباس عروس ببینمش. خیلی بدی. خیلی...

لادن خانم دست نسرین رو گرفت و با مهربانی گفت:

- عزیزم تند نرو. یه دقیقه دندون رو جیگر بذار تا برات بگم. اون پسره شوهرشه ولی خب عروسی نگرفتیم. یعنی ازدواجشون موقتیه. واسه شش ماه عقد خوندیم.

- راستی؟

- باور کن.

- حالا چرا موقتی؟

- آخه هنوز شرایطشه ندارن. هیچ کدوم. نه سمیرا نه آرش.

- پس اسمش آرشه.

- آره. پیش دانشگاهی می‌خونه. سمیرا هم که سال سومه.

- حالا چطور شد که این طوری شد؟

- راستش. یه روز موبایل سمیرا رو چک می‌کردم. چند تا پیامک دیدم. از این حرفای عاشقانه و من بمیرم و تو بمیری. پی‌اش رو گرفتم معلوم شد که دو سه ماهی می‌شه که با هم ارتباط دارن و ما خبر نداریم. دو سه باری هم همدیگه رو دیدن. من و باباش خیلی سعی کردیم قانعش کنیم دست برداره ولی راضی نمی‌شد. وابسته شده بود. ما هم گفتیم حالا که این طوریه چرا پنهونی. لااقل بذار محرم بشن هم شرعیه هم تو دید خودمون باشن. حالا شاید هم بعدا با هم ازدواج کردن. نکردن هم طوری نیست. سه جلسه هم رفتن این کانون ازدواج جوانان.

- کانون ازدواج جوانان.

- آره همین سر خیابون شهید صالحیه. واسه ازدواج موقتی، باید از اونجا نامه بگیری.

- واه

- والله. هر دختر و پسری که بخوان عقد بخونن، سه جلسه باید برن اونجا؛ تو یه جلسه یه روحانی مسائل شرعی و قانونی این عقد رو واسشون می‌گه، یه جلسه هم مشاوره‌ی روان‌شناسی دارن و یه جلسه هم مشاوره‌ی پزشکی، واسه روابط زن و شوهری و روش‌های جلوگیری و از این حرفا.

- پس این جوری شده و ما خبر نداشتیم. به نظر من کاری خوبی کردین. یادته دوره‌ی ما چطور بود؟ چقدر دخترا دوست پسر داشتن؟ بعضی وقتا چند تا و چه کارایی که نمی‌کردن؟ دختر احترام خانم یادته؟ برده بودن، چه بلایی سرش اورده بودن؟ بعد از دو هفته جسدش پیدا شد. پدر و مادرا به عقلشون نمی‌رسید حالا که نمی‌تونن جلو بچه‌هاشونو بگیرن لااقل رابطه‌شون رو شرعی کنن. گند نزنن به دنیا و آخرت خودشونو خونواده‌هاشون.

- آره خواهر. ولی خوب الحمدلله. الان وضع فرق کرده. سطح فکر مردم بالاتر رفته.

- خب. اتوبوس هم اومد. بریم سوار شیم...

 

لینک: سرگذشتی از ایران 2040 (شماره1)

لینک: سرگذشت هایی از ایران 2040 (شماره2)

  




کلمات کلیدی : ایران، 2040، ازدواج موقت، ازدواج دائم

سرگذشت هایی از ایران 2040 (شماره2)

ارسال‌کننده : محمد رضا آتشین صدف در : 90/11/28 1:37 عصر

 

فرانک 22 سال دارد و ساکن تهران. یک سال هم کنکور داده که قبول هم شد ولی دانشگاه تبریز بود و پدرش اجازه نداد که برود می‌گفت: راهش دوره. او هم دیگر بی‌خیال دانشگاه شد. یک سال پیش دوره‌ی خیاطی را گذراند و الان خیاط قابلی است و  فک و فامیل، کارهایشان را به او می‌سپارند.

امشب ولی او کمی استرس دارد. با این که قبلا هم خواستگار داشته ولی انگار هنوز بار اولش است. مهرداد تو مغازه‌ی الکتریکی پدرش کار می‌کند. 25 سال دارد و سربازی هم رفته و طبقه‌ی بالای خانه‌شان هم برای اوست...

بالاخره خواستگاران آمدند. هیئت بلندپایه‌ای مرکب از مهرداد و پدر و مادر و مادربزرگش. بعد از حرف‌های معمولی، بالاخره مهرداد و فرانک رفتند گوشه‌ی هال تا به قول مادر بزرگ سنگ‌هاشان را با هم وا بکنند. مهرداد شروع کرد کمی از خودش گفت. از گذشته‌اش، از کارش، از درآمدش، از محل زندگی آینده‌اش، و انتظاراتی که از همسر آینده‌اش دارد و بالاخره ساکت شد. نوبت به فرانک رسید. او گفت:

- قبل از هر چیز لازمه یه مطلبی رو بدونین بعد اگه مشکلی نداشتین بقیه‌ی حرفام رو می‌گم.

- بفرمایید. من سر و پا گوشم.

- من باکره نیستم.

فرانک ساکت شد. مهرداد هم ساکت بود. فرانک ادامه داد:

- من قبلا یک بار ازدواج کرده‌ام. موقتی. حدود یک سال و نیم. مدارک ثبتی و محضریش هم هست.

- برای من اهمیتی نداره. به نظر من تاریخ مصرف این حرفا گذشته. چیزی که برای من مهمه شخصیت و منش شماست. شاید تعجب کنید اگه بهتون بگم که من می‌دونستم. یعنی من شوهر قبلی‌تون را می‌شناسم. علیرضا. درسته؟

- بله.

- دوستمه. اصلا خود او از شما واسم تعریف کرد گفت که به هم میاین و آدرستون رو بهم داد. خب خواهش می‌کنم ادامه بدین. شما چه انتظاری از همسر آینده‌تون دارین...



لینک: سرگذشتی از ایران 2040 (شماره1)


 




کلمات کلیدی : ایران، 2040، ازدواج موقت، ازدواج دائم

<      1   2