طراحی وب سایت پادلاگ رایگان! - کوهپایه
از بخیل در شگفتم ، به فقرى مى‏شتابد که از آن گریزان است و توانگریى از دستش مى‏رود که آن را خواهان است ، پس در این جهان چون درویشان زید ، و در آن جهان چون توانگران حساب پس دهد ، و از متکبّرى در شگفتم که دیروز نطفه بود و فردا مردار است ، و از کسى در شگفتم که در خدا شک مى‏کند و آفریده‏هاى خدا پیش چشمش آشکار است ، و از کسى در شگفتم که مردن را از یاد برده و مردگان در دیده‏اش پدیدار ، و از کسى در شگفتم که زنده شدن آن جهان را نمى‏پذیرد ، و زنده شدن بار نخستین را مى‏بیند ، و در شگفتم از آن که به آبادانى ناپایدار مى‏پردازد و خانه جاودانه را رها مى‏سازد . [نهج البلاغه]

پادلاگ رایگان!

ارسال‌کننده : محمد رضا آتشین صدف در : 91/9/11 10:27 صبح


می‌گفت: حالا مگه چه خبره؟ تو چقدر واسه خودت تبلیغ می‌کنی؟ انگار دیگه کس نیست غیر تو که می‌ره رادیو و حرف می‌زنه. والله، بالله اونایی که شصت ساله دارن تو رادیو صحبت می‌کنن نصف تو داد و هوار نمی‌کنن.

گفتم: اولندش این جمله‌ی مولانا تو فیه ما فیه رو ببین.

"گنه‌کاری بالای دست بزرگی نشست. فرمود: ایشان را چه تفاوت کند بالا یا زیر. چراغند: چراغ اگر بالایی طلبد، برای خود طلب نکند، غرض او منفعت دیگران باشد تا ایشان از نور او حظ یابند. وگرنه هرجا که چراغ باشد -خواه زیر، خواه بالا- او چراغ است که آفتاب ابدی است."

اگر باز هم بگویی این به تو نیامده. اول ثابت کن چراغی بعد صحبت از بالا و پایین نشستن کن. می‌گویم: خیلی وقت بودم دوست داشتم یه پادکست- وبلاگ (پادلاگ: من در آوردی) داشته باشم (جدی می‌گم) ولی وقتش را نداشتم که صدایم را خودم ضبط کنم و هزار دنگ و فنگ دیگر. حالا که دری به تخته خورده و جایی دیگر صدایم را ضبط می‌کنند از فرصت سوء استفاد می‌کنم. خیالیه؟



پیش‌بینی کامنت‌های بعضی از دوستان:

رضوان: تو هم که همش خوددرگیری داری.

مرسی: می‌خنده و با تعجب و تمسخر به بغل دستیش می‌گه: ببین توضیح می‌ده!

بی‌نام: این چه حرفیه. استفاده می‌کنیم.

سید جواد: نثرتون یکدست نیست.

حسین فروغی: ای بابا. ما دو ساله پادکست داریم.

م.ح: حاجی دلت خوشه والله.

پاورقی: پیش‌بینی‌هاتون جالب بود. خوشم اومد.

بی‌تعارف: بهتر نبود پیشداوری نمی‌کردید؟

م.ی: هنوز از این قرتی‌بازیا دست برنداشتی!؟









کلمات کلیدی : تبلیغ، رادیو، پادکست، وبلاگ، پادلاگ