طراحی وب سایت من مودبّم، پس نیستم! - کوهپایه
آن که حساب نفس خود کرد سود برد ، و آن که از آن غافل ماند زیان دید ، و هر که ترسید ایمن شد و هر که پند گرفت بینا گردید . و آن که بینا شد فهمید و آن که فهمید دانش ورزید . [نهج البلاغه]

من مودبّم، پس نیستم!

ارسال‌کننده : محمد رضا آتشین صدف در : 91/4/1 9:42 عصر

 

 

نمی‌دانم تا حالا با آدم‌هایی برخورد کرده‌ای که اگر خشک و خالی و با کمی تکبر و بدون کاربرد اصطلاحات و آداب مودبانه با آنها رفتار کنی تحویلت می‌گیرند ولی اگر متواضعانه و مودبانه رفتار کنی نه. مدتی به این فکر می‌کردم چرا؟ دو دلیل به نظرم رسیده:

  • 1. بدبینانه:
  •  این‌ آدم‌ها خودشان را حقیر می‌دانند. حالا اگر کسی نسبت به آنها متواضع باشد و مودبانه رفتار کند، دارد به آنها اظهار می‌کند که من از تو پایین‌ترم؛ بنابراین این بابا با خودش می‌گوید: پس وقتی این یارو خودش اعتراف می‌کند که از من پایین‌تر است (که می‌شود پایین‌تر از پایین‌!)، شایسته‌ی احترام من نیست.
    زبان حال آنها
    این لطیفه‌ از وودی آلن در یکی از فیلم‌هایش است: من دوست ندارم عضو باشگاهی بشوم که مرا به عضویت می‌پذیرد! ولی وقتی با تکبر با او رفتار کردی با خودش می‌گوید: دیدی درست می‌گفتم. این هم فهمید که من آدم حقیری هستم، پس وظیفه‌ی من این است که به او احترام بگذارم.
  •  2. خوشبینانه:
    این آدم‌ها احساس می‌کنند این طرف با این تواضع و ادب می‌خواهد سر آنها را شیره بمالد. در واقع ادب و تواضع ما را چاپلوسی و پاچه‌خواری هدفمند تلقی می‌کنند.

 




کلمات کلیدی : تواضع، ادب، تکبر، وودی آلن