سفارش تبلیغ
صبا

86/6/8
10:29 صبح

با عرض خداحافظی مجدد

بدست محمد رضا آتشین صدف در دسته


سلام. ممنون از این که نوشته ها و بعضا چرت و پرت های بنده را تا الان خوانده اید.مدتی پیش خداحافظی کردم و گفتم تا کارهای پایان نامه ام تمام نشود دیگر نمی نویسم.ولی می بینید که توبه ام را خودم زدم خاک و خاکشیر کردم.حالا عاملش چه بود؟چند تا چیز.

یکی این که برای تعطیلات تابستانی برای یکی دو ماه آمدیم شهرستان (که داریم بر می گردیم).کارت اینترنت بعضا مجانی، بی حوصلگی ناشی از تغییر جا و دوست ناباب و البته زغال خوب.به قول (فکر کنم) حافظ؛ بیابان بود و تابستان و آب سرد و استسقا.یا یک جای دیگر می فرماید: اساس توبه که در محمکی چو سنگ نمود / ببین که جام زجاجی چه طرفه اش بشکست.ولی یک شاعر دیگر هم می گوید: صد بار اگر توبه شکستی بازآ.

برای همین هم هست که چند روزی است که وجدان خودم را چکش کاری می کنم که به خودش بجنبد و بادنفس (یه چیزی تو مایه های هوای نفس) ما را خالی کند.حتی تهدیدش کند که اگر اذیت کند وبلاگ را با تمام بند و بیلش از صفحه ی روزگار محو می کند.

البته بهش قول جایزه هم دادم، گفتم اگر کارت را خوب انجام بدهی.همان روزی که از آن دفاع کردی و دیگر ماجرا تمام شد یک کارت پنجاه ساعته ی اینترنت برایت می خرم و دیگر آزادی آن قدر بنویسی که (دور از جان) شما جونت بالا بیاد.

خب به هر حال اگر بارگران بودیم ...خوش باشید و سلامت.دوستون دارم.یاحق.اگه یادتون موند برام دعا کنید.منم دعاتون می کنم.