سفارش تبلیغ
صبا

87/4/13
1:34 عصر

مو و شمشیر!

بدست محمد رضا آتشین صدف در دسته


گفت: از مو باریکتر و از شمشیر باریکتره
گفتم: خب صاف بگو راه نیست! چرا خودتو اذیت می‌کنی؟
گفت: نه، راه هست ولی به قول خواجه:هزار نکته ی باریکتر زمو اینجاست... مثلا این خانمو که مثل خواهرمه ببین داره میاد. کاملا مراقبه یه ذره چادر و مقنعه‌اش کنار نره. خب؟ ...
باور نمی‌کنی، بعضیاشم کاملا مراقبن یه ذره روسری (یا چیزی شبیه اون) از وسط سرشون یه ذره جلوتر نره! آره داداش بحث روی همین یه ذره‌اس.
بعد زیر لب گفت: همین مو که چیزی ازش باریکتر نیست، روز قیامت میشه شمشیر عذاب. واسه دخترش یه جور پسرش یه جور.
دیگه رسیده بودیم چهار راه شمشیری. گفتم: اونجاست.
-"آرایشگاه بزک!؟" اون که نوشته ورود آقایان ممنوع!
- اون، نه. اونطرف‌تر. بعدِ ساندویچی رو میگم.
- آهان...
- تازه به نظر من بعضی از پسراش، واجد شرایط ورود به اونجا هم هستند!