سفارش تبلیغ
بستۀ پیشنهادی فروشگاه اینترنتی هاست ایران

86/2/1
1:51 عصر

رهبر و شعر نو

بدست محمد رضا آتشین صدف در دسته

یادش بخیر.سال 72 یا 73 بود که با دو سه تا از دوستان، دو ماه آخر تابستان را زدیم و رفتیم مشهد.هم پابوس آقا هم درس های تابستانی آنجا و هم خربزه ی مشهدی و خلاصه صفا.
یکی از اتفاقات شیرینی که برایمان افتاد...آخ... دهنم سوخت...ببخشید...راستی یادم رفت تعارف کنم، بفرمایید چایی...
بله، عرض می کردم، یک روز خبردار شدیم که رهبری، فردا توی حرم برای طلبه ها سخنرانی دارند.حال بماند  ما  که یک جو کارت ورودی هم نداشتیم با چه خودکشی ای خودمان را داخل کشاندیم.نزدیک بود بنده خدا ناصر تلف شود. من و عبدالکریم هم تقریبا مطمئن بودیم دو سه تا از دنده هایمان خاکشیر شده، محمد هم که فکر کنم اشهدش را دو سه بار خوانده بود...بگذریم.
مقام معظم رهبری بیشتر درباره ی مسائل حوزه و روحانیت صحبت کردند.در ضمن فرمایشات به مناسبتی، نامی از مرحوم شیخ فضل الله نوری به میان آمد.چیزی که برای من جالب بود این بود که وقتی حرفشان به این جا رسید، فرمودند من هر وقت یاد شیخ می افتم این شعر شاعر همشهری امان یادم می آید که:
                             تو در نماز عشق چه خواندی؟
                             که سالهاست
                             بالای دار رفتی و این شحنه های پیر
                             از مرده ات هنوز
                             پرهیز می کنند

بعدا که روزنامه ی قدس، سخنرانی ایشان را چاپ کرد من که کنجکاو بودم منظور رهبر از شاعر همشهری که بود نگاه کردم در پاورقی نوشته بود محمد رضا شفیعی کدکنی.(ر.ک- دفتر در کوچه باغ های نشابور- شعر حلاج)