طراحی وب سایت تهدید یا فرصت؟! - کوهپایه
سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
[ و گفته‏اند که در روزگار خلافت عمر بن خطاب از زیور کعبه و فراوانى آن نزد وى سخن رفت ، گروهى گفتند اگر آن را به فروش رسانى و به بهایش سپاه مسلمانان را آماده گردانى ثوابش بیشتر است . کعبه را چه نیاز به زیور است ؟ عمر قصد چنین کار کرد و از امیر المؤمنین پرسید ، فرمود : ] [ قرآن بر پیامبر ( ص ) نازل گردید و مالها چهار قسم بود : مالهاى مسلمانان که آن را به سهم هر یک میان میراث بران قسمت نمود . و غنیمت جنگى که آن را بر مستحقانش توزیع فرمود . و خمس که آن را در جایى که باید نهاد . و صدقات که خدا آن را در مصرفهاى معین قرار داد . در آن روز کعبه زیور داشت و خدا آن را بدان حال که بود گذاشت . آن را از روى فراموشى رها ننمود و جایش بر خدا پوشیده نبود . تو نیز آن را در جایى بنه که خدا و پیامبر او مقرر فرمود . [ عمر گفت اگر تو نبودى رسوا مى‏شدیم و زیور را به حال خود گذارد . ] [نهج البلاغه]

تهدید یا فرصت؟!

ارسال‌کننده : محمد رضا آتشین صدف در : 87/5/14 6:6 عصر


دورادور می‌شناختمش. بیشتر با برادرش ایاغ بودم تا او ولی اتفاقا توی آن سفر در یک واگن بودیم. بعد از شام آمدیم توی سالن... فکر کنم دو ساعتی گپ و گفت ما طول کشید. بیشتر، حرف‌های طلبگی و آخوندی. حرف ما کشید به تحقیرها و تمسخرهایی که گاهی بعضی مردم نسبت به ما روا می‌دارند. حرفی زد که برای همیشه در ذهنم ماند. و اعتراف می‌کنم به او غبطه خوردم. آخر سنش هم از من کمتر بود. اما پیدا بود جلوتر است.

- سخته ولی به نظر من میشه از اون به نفع خودمون استفاده کنیم. من خودم وقتی مورد این جوری واسم پیش میاد، میگم خدایا من از اون گذشتم، تو هم از من گذشت کن.

با خودم گفتم طلبه و طلبگی یعنی این. نه مثل تو که می‌خواهی بدی را با بدی جواب بدهی. در پستوی ذهنم چراغ سخنی که به گمانم روایتی بود، سوسو می‌زد که از مردم بگذرید تا خدا هم از شما در گذرد.

 




کلمات کلیدی :