طراحی وب سایت ناگهان چقدر زود... - کوهپایه
[ و فرمود : ] هیچ بى‏نیازى چون خرد نیست ، و هیچ درویشى چون نادانى و هیچ میراثى چون فرهیخته بودن و هیچ پشتیبان چون مشورت نمودن . [نهج البلاغه]

ناگهان چقدر زود...

ارسال‌کننده : محمد رضا آتشین صدف در : 88/2/28 10:13 صبح

                                   

 

موبایلم توی طاقچه بود. زنگ خورد. پیامک. فروغی بود:
                                               رحلت آیه‌الله بهجت را تسلیت عرض مینمایم.

باورم نشد. اول فکر کردم شوخی می‌کند ولی آخر شوخی این جوری؟! گفتم اشتباهی شده. دلم آشوب و نفسم تنگ شده بود، انگار زیر آوار بودم... نمی‌خواستم به آن فکر کنم. یک ساعت بعد پیام مقام معظم رهبری که از تلویزیون پخش شد. دیگر باورم شد. شوکه شدم. خیلی ناگهانی بود. دهانم تلخ بود و اوقاتم.

آخر نماز عشایم بود که یاد او و نمازش افتادم. دلم شکست. داشت گریه‌ام می‌گرفت. خودم را نگه داشتم. نمازم که تمام شد، دیگر بغضم ترکید. دست خودم نبود...
سالها بود برای غیر معصوم گریه نکرده بودم. شاید هنوز هم نکرده باشم!...

حق با مرحوم امین پور بود:

...
ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان 
        چقدر زود
                  دیر می‌شود.





کلمات کلیدی :