• وبلاگ : كوهپايه
  • يادداشت : پيراهن دلتنگ من!
  • نظرات : 0 خصوصي ، 7 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + يکي 
    فکر کن چه عشقي ميکنه پدري که ميبينه پسرش انقد بزرگ شده که الان ديگه ميتونه لباساشو بپوشه. و چقد کيف ميکنه و احساس جووني ميکنه وقتي لباسهاي اتو کشيده، عطر زده و خوش آب و رنگ پسرشو تنش ميکنه.
    و چقد ما بچه ها فکرمون کوچيکه که وقتي ميبينيم بابا بعد از يه روز کاري لباسمونو پوشيده ورفته بدون اينکه چيزي بگه و اجازه اي بگيره! اخم ميکنيم و ناراحتيم که نميتونيم واسه بيرون رفتن لباس خوشگله مون رو بپوشيم. غافل از اينکه وقتي باباها رفتن ديدن عکسهايي که با لباساي ما گرفتن اشک از چشمامون سرازير ميکنه و خوشحاليم که لباسي رو ميپوشيم که بابا يه روز بدون اجازه پوشيد و باهاش خوش بود.
    خدا رحمت کنه همه ي باباهاي زحمتکش و مهربون رو.
    پاسخ

    سلام. بله. به نکات باريکي اشاره کردين. جالب بود. ممنون.