• وبلاگ : كوهپايه
  • يادداشت : من و نمونه گير!
  • نظرات : 4 خصوصي ، 9 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    سلام !

    کتاب " يک چت " شما رو خوندم

    نوشته هاي جذابتون منو خيلي کنجکاو و علاقه مند کرد که به وبلاگ شما سري بزنم ....

    وبلاگ فوق العاده اي داريد ... با اجازه شما رو لينک کردم !

    موفق باشيد ...


    پاسخ

    سلام. خوشحالم که خوشتون اومده. ممنون از لطف شما.
    + بي نام 
    سلام
    موافقم. واقعيته. البته بحث هميشه اين جاست که اين قدر اين دوري کردن ها ملکه بشه که فکرش هم خوشايند نباشه چه برسه به واقعيت ولي خوب ذات آدم هم قرار نيست عوض بشه و احيانا آدم ها مشکل جسمي ندارند که...مثال شداد و غليظش داستان حضرت يوسف که" رغبت کرد ولي خدا حفظش کرد".
    پاسخ

    سلام. ممنون از نظر جالبتون.
    سلام عليکم
    گپ و گفت زيبايي بود.

    ياعلي
    پاسخ

    سلام عليکم و الرحمه. ممنون.
    + آ...دل...ه 
    بالاخره اينجوري هم ميشه
    اگرچه اونجوري هم ميشه

    پاسخ

    خدا رو شکر. خيالم راحت شد.
    + تازه وارد 
    با سلام و عرض ادب
    واقعا عجب جوابهايي توي آستين دارين داشتن اين استعداد هم نعمت بزرگيه
    موفق باشيد
    پاسخ

    سلام. ممنون. خوردن دود چراغ و شکستن يخ حوض و خفه نمودن پيرزن (البته با رضايت قلبي و مکتوب خودش) چنين نتايجي هم داره. البته هميشه هم اين قدر حاضر جواب نيستم. بعضي وقت ها دو سه روز بعد يه جواب به ذهنم مي رسه بعد واسش پيامک مي کنم!
    + آ...دل...ه 
    يعني خدا خوشش نمياد خانوما آمپول بزنن؟
    .
    اي بابا معذّب شدبم که

    پاسخ

    واقعا اين جوري از نوشته ي من برداشت ميشه؟
    + مرسي 


    سلام

    انشالا بلا دوره.

    عجب واقعا خوششون مياد!؟

    پاسخ

    سلام. ممنون. قل انما انا بشر مثلکم...
    باسلام
    مطلب شما در "وبلاگستان" پايگاه خبري ولي امر منتشر شد
    موفق باشيد
    پاسخ

    سلام و ارادت. ممنون.
    يه روز حالم خيلي بد بود يکي از دوستان بردم بيمارستان؛ساعت 7صبح!
    من و دکتر و خانم پرستار و دوستمون...
    سرم که تموم شد، ديدم خانمه پرده ها رو بست و آمپول به دست اومد طرفم. با تعجب گفتم مي خواين آمپول بزنين؟!
    گفت آماده کردم نميشه نزنم..خلاصه...بس که ما معذب بازي درآورديم آخرش آمپول رو اونقدر بالا زد(فک کنم تو کمرم!) که تا چند ماه جاش در مي کرد؛تازه همش دعا مي کردم عمرم به دنيا باشه
    پاسخ

    آخي کمرم کباب شد برات.