وبلاگ :
كوهپايه
يادداشت :
ضيافتي کهن در باب عشق!
نظرات :
0
خصوصي ،
7
عمومي
نام:
ايميل:
سايت:
مشخصات شما ذخيره شود.
متن پيام :
حداکثر 2000 حرف
كد امنيتي:
اين پيام به صورت
خصوصي
ارسال شود.
+
ذره بين
از خوندنش سير نميشه آدم...
همش خوندنيه اما اين سه عبارت يه چيز ديگه بود:
"عشق آميزش دو جان است چنانکه اگر آب را با آبى نظير آن مخلوط کنند جدا کردن آن مشکل است، جان از آب لطيفتر و نافذتر است بدين جهت با گذشت شبها زايل و با مرور زمان کهنه نميشود".
"محبت ميان دو عاقل رخ ميدهد که عقل همانند دارند اما ميان دو احمق رخ نميدهد، گرچه در حمق يکسان باشند؛ زيرا عقل تابع نظم است و تواند بود که دو تن در کار عقل به يک روش همانند باشند ولى حمق نظم ندارد و دو نفر در کار آن همانند نتوانند بود".
«من جوهر جان خويش را در تو يافتهام و در کار اطاعت تو قابل ملامت نيستم که پارههاى جان پيرو يکديگرند.»