• وبلاگ : كوهپايه
  • يادداشت : سرّ خودستايي هنرمند
  • نظرات : 2 خصوصي ، 27 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + ذره بين 
    سلام
    ازونجايي که من خودم پر سوالم و ديروز يکيش رو پرسيدم و جواب نگرفتم، حالا سوال شما رو بي جواب ميذارم تا کلا اين به اون در بشه و دور هم همگي در کف بي جواب بودن سوالامون بمونيم!!

    البته حيف شدا، چون ميدونم اصولا من معضل فکري حل کُنم ، حالا با اين وصف، برا شما و معضل فکريتون خيلي خسران زا شد اين مساله، خود دانيد!
    پاسخ

    سلام. شباهت بنده با شما در اينه كه هر دو سوال داريم ولي ظاهرا يك تفاوت داريم و آن اينكه من منتظر نمي مونم كسي جوابمو بده. خودم مي افتم دنبالش بعد نتيجه رو مي گم حتي راه رسيدن به اونو تا بقيه ببينند. شايد كسي پيدا شد و به من نشون داد اشتباه مي كنم يا درست مي گم يا يه چيزي گفت كه نتيجه ي ناقص منو تكميل كرد. ديگه اينكه من خيلي كم از كسي سوال مي پرسم البته به استثناي مسائل شرعي يعني گاهي مي دونم اگه از فلاني بپرسم به احتمال زياد جواب رو مي دونه ولي دوست ندارم اول كار جوابم رو بده و خلاص دوست دارم خودم جواب سوالاتم رو ذره ذره پيدا كنم مثل چيدن يه جورچين . يعني لذت مي برم بعد وقتي ديگه احساس كردم كه انگار به نتيجه رسيدم يا خسته شدم از نرسيدن مي رم ازش مي پرسم. تازه تو اين موارد معمولا اول مي پرسم جواب رو كجاها مي تونم پيدا كنم؟ حالا اين خوبه يا بد به هر حال عادت منه. اينكه تو وبلاگ از همون اول سوال رو مي نويسم بيشتر يه جور بلند بلند فكر كردنه.